انسان ,خطبه ,خداوند ,کرده ,بعضی ,خلقت ,بعضی دیگر ,قرار دادم ,برای حیات ,خاطر همین ,اولین عضوی

همراه با نهج البلاغه : متن سوم

 اما ما آغاز کردیم خطبه ای را از خطابه های امیرالمومنین (ع) مطلب خطبه ی ما {عَجز الانسان الا مَعرِفَتِ الله } یعنی انسان از شناخت ذات خدا که کار دشواری است عاجز و ناتوان است و حالا خطبه اینگونه آغاز می شود

متن عربی :

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لاَ يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ َ لاَ يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لاَ يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِي لاَ يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لاَ يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ الَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لاَ نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لاَ وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لاَ أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ الْخَلاَئِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ

متن فارسی  :

 سپاس خداوندی که سخنوران از ستودن او عاجزند و حسابگران از شمارش نعمت های او ناتوان و تلاش گران از ادای حق او درمانده اند . خدایی که افکار ژرف اندیش ، ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان از دریای علوم به او نخواهد رسید . پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد و تعریف کاملی نمی توان یافت و برای خدا وقتی معین و سرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد. مخلوقات را با قدرت خود آفرید ، و با رحمت خود باد ها را به حرکت در آورد و به وسیله ی کوه ها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد.

توضیحات :این خطبه در باب اعتقادی است و ترتیب عنوان شدن مطالب در این خطبه ها به این شکل می باشد : 1. خطبه اعتقادی 2.خطبه علمی  3. خطبه تاریخی و در آخر خطبه های تاریخی را داریم ما همراه با نهج البلاغه ازخطبه های اعتقادی شروع می کنیم

. اول هر دین و آغاز هر دینی شناخت خداوند است { أول الدين معرفته، وکمال معرفته التصديق به وکمال التصديق به توحيده } این درس خداشناسی است ، اگر کسی می خواهد واقعاً دیندار و مومن باشد باید به دنبال شناخت خدای خود باشد و اگر واقعا می خواهیم خدا را بشناسیم باید به وحدانیت خدا شهادت بدهیم . و بگوییم خدا یکی است و دو تا نمی شود و دقت داشته باشد که کسی را در کنار خدا قرار ندهید امیرالمومنین علی (ع) این نکته را فرمودند : ( کمال توحید در اخلاص است .) اخلاص یعنی اینکه ذات خدا را از مخلوقاتش جدا کنیم یعنی نگویم خدا مثل فلانی است و حساب خدا را از همه جدا کنیم. سوالی که مطرح هست این است که خدا در کجا هست ؟ خدا همه جا هست و در همه ی مکان ها حضور دارد اما مکان و جای مشخصی ندارد. در همه جا حضور دارد . یعنی خدا تمام صفاتی که به مخلوقاتش عطا می کند چند برابر را دارا است من زیاد در این وادی وارد نمی شوم زیرا بحث فلسفی می شود . حالا سوالی که در این جا مطرح هست این است که خداوند در چیست ؟ خداوند در همه چیز وجود دارد در بیرون از بدن ما در درون بدن در همین فضای مسجد . خدا بر روی چه چیزی قرار دارد؟ خدا به صورتی هست که می تواند در مکانی جای بگیرد و در مکانی نیز جای نگیرد. خدا چه کرده ؟ این مقدمه ای برای شناخت خداست . خدادر ابتدا آفرینش را خلق کرد ، این جهان را آفرید  نه فقط این دنیایی که ما داریم می بینیم * این جهان فقط برای ماست و ما در آن زندگی می کنیم . اگر ذهن و علم ما فراتر از این عالم بود و عوالم دیگر را می دیدیم آن موقع شاید کمی از بزرگی و عظمت خدا را درک می کردیم . حالا که کمی اطلاعات ما افزایش یافته توانسته ایم این موضوع را بفهمیم که در سیارات اطراف کره ی زمین در زمان های گذشته آب وجود داشته و شاید موجوداتی در آن زندگی می کردند و زمان زندگی آن ها تمام شده است .  منظور من از این حرف این است که بفهمیم سطح اطلاعات ما خیلی پایین است و تازه داریم کمی از قدرت لایزال او را  می فهمیم  . اولین چیزی که امام علی (ع) از آن صحبت کرده اند در زمینه خداشناسی این است که به آفرینش خدا دقت کنید در هرچیزی نگاه کنید اما نگاه با دقت ،  انسان ها با رنگ های متفاوت و شخصیت های متفاوت را خداوند از یک گل آفریده و همه از یک پدر و مادرند . به موجودات نگاه کنید که هرکدام در هر اندازه ای که هستند قدرت خاصی را برای دفاع از خود دارند هر موجودی در هرمحیطی که زندگی می کند شرایط برای زنده ماندن در آن محیط را از خداوند دریافت کرده است این به این منظور است که انسان در این ها بنگرد و بعد از آن به عظمت خدا پی ببرد . ولی تا نبینید شاید به این عظمت پی نبرید . خلقت را خدا آغاز کرد بدون این که از قبل مثل ما فکر کند و برنامه ای را بچیند تا اجزا را چگونه و با چه ترتیبی قرار بدهد . امیرالمومنین (ع)   می فرماید( خلق فِالبِداءَ )یعنی خلق بدون فکر برای مثال انسان می خواهد میزی چوبی را بسازد اول آن را مورد برسی قرار می دهد بعد نقشه ای را رسم می کند  باز روی نقشه فکر می کند بعد از روی نقشه میز را می سازد تازه بعد از ساختن آن را برسی می کند تا آن را بازسازی و زیباسازی کند اما کار خدا این گونه نیست و تازه انسان کار را با استفاده از تجربه خود یا دیگران می سازد اما خدا ابداً این گونه نیست. اصلا نمی شود در ذات خدا فرو رفت و در آن فکر کرد.  بنابراین خداوند متعال برای هر موجودی غریزه ای را قرار داد و برای هر موجودی غریزه ی خاصی را قرر داد و آن غریزه را با موجود همراه کرد و تمام جزئیات را مشخص کرد وبرای هر موجودی اسرای را قرار داد بدون اینکه در جایی این سرار را ذکر کند و بعد از آن آمد و فضا را شکافت و هوا را در این آسمانی که ما می بینیم قرار داد. آب را با باد بر روی زمین فرستاد. برای بارش باران انرژی نیاز است که این انرژی توسط باد تامین می شود و باز خداوند حد و مرز خاصی را برای هرچیزی قرار داد . با طوفان های پی در پی و تخریب زمین و بارش متععد باران بالاخره دریا خلق شد و کل این کره ی خاکی را آب احاطه کرد با زدن این رعد و برق ها و تند بادها هیچ سطحی عاری از آب نبود مگر نقطه ای که در حال حاضر و در قبل از این ها و حتی در آن زمان خانه خدا و کعبه در آن قرار دارد . این دفعه خدا بعد از این زمینه چینی ها و خلق این آفریده ها سراغ خلقت شگفت آور دیگری رفت آن هم خلقت فرشتگان بود فرشتگان قبل از انسان ها خلق شدند و اما ادامه مطلب در مورد کیفیت خلقت آدم ابوالبشر و چگونه شد که انسان ها آفریده شده اند را بیان کرده است . ما ابتدا قسمتی از این خطبه را  می خوانیم و بعد از آن به توضیح و ترجمه آن می پردازیم و بعد نکاتی موضوعی را توضیح می دهیم . این قسمت مورد بحث ما نکته 25 از خطبه اول است . در باب خلقت آدم ابوالبشر می باشد .

متن عربی خطبه :

ثُمَ جَمَعَ مِن حَزنِ وَ سَهلِها ، وَ عَذبِها وَ سَبَخِها ، تُربَةً سَنَها بِالماءِ حَتی خَلَصَت، و لاطَها بالبَلّةِ حتی لَزَب َت ، فَجَبَلَ مِنها صورَةً ذاتَ احناءٍ وَ وُصولٍ ، وَ اعضاءٍ وَ فُصولٍ

ترجمه فارسی :

سپس خداوند بزرگ ، خاکی از قسمت های گوناگون زمین ، از قسمت های سخت و نرم ، شور و شیرین ، گرد آورد ، آب بر آن افزود تا گلی خالص و آماده شد ، و با افزودن رطوبت چسبناک گردید ، که از آن اندامی شایسته ، و عضوهایی جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید .

ادامه مطلب :

خطبه ای است که در باب خلقت آدم ابوالبشرگفته شده است . حضرت امام علی(ع) در مورد خلقت آدم می گویند : ( خدا می گوید شما را از زمینی که پست است  ، شوره زار است و زمینی که مستعدش کرده اند ، خداوند از هر خاکی مشتی را برداشتند و بعد آن را با آب مخلوط کردند و شما آدمی زاد را خلق کردم و آفریدم . در این یک درس بزرگ نهفته شده است .) این درس بزرگ چیست ؟ این آبی که خداوند ریخت روی این  خاک  و چسبندگی ایجاد کرد و گِل ایجاد شد و سرشت آدمی از این گِل ایجاد شد . اگر به گِل آب بزنی می توانی آن را به هر شکلی که خواستی آن را در آوری و پیوستگی هایی می توانی بین آن ایجاد کنی . بعضی از افراد سوال کرده اند که شاید خدا فقط ما را از تراب ایجاد کرده باشد؟ امام علی (ع) در پاسخ این افراد می گویند :(  نه خداوند می فرماید من شما را با این آب قاطی کردم و خلق نمودم .) آدم می بیند بعضی از آدم ها صورت سفید دارند، بعضی دیگر صورت تیره دارند ، بعضی زشتند و بعضی دیگر زیبا هستند ، بعضی بلند قد و بعضی دیگر کوتاه قد هستند . این تفاوت به علت آمیخته شدن چند نوع گل با هم می باشد. نکته قابل توجه این است که هیچ انسانی مانند انسان دیگر نیست حتی اگر به قولی فتوکپی هم باشند سرانگشت دست و حدقه چشم هیچ دو نفری یکی نیست . در هنگام عبور از مرز می گویند چشمت را باز کن و به دوربین نگاه کن و عکس حدقه چشم را می گیرند  انسان ها از این تفاوت برای شناسایی افراد از هم استفاده می کنند .  خداوند می خواهد بگوید من آب را قرار دادم برای حیات ( وَ جَعَلنا مِنَ الماءِ کُلِ شَئٍ الحی ) من آب را برای حیات شما قرار دادم . من شما را از خاک آفریدم که در این خاک همه ی مواد لازم برای زندگی شما وجود دارد ای انسان ها آفرینش شما از خاک که در زیر پای شما قرار دارد و چیز پستی هست بوده است ، زندگی انسان به صورت حلقه ای است به این معنی که شما انسان ها از خاک آفریده شده اید و به خاک باز می گردی ، انسان منم منم هایت را کنار بگذار ، غرور و تکبر نداشته باش و به خاطر همین بود که خداوند ملائکه اش را امتحان کرد و از آن خواست تا بر انسان سجده کنند که همه سجده کردند الا ابلیس بنا بر این امیرالمومنین (ع) در این خطبه ی شریف آیات قرآن و سخنان شریف خود را آورده اند و ترجمه ی یکی از این سخنان گهربار به این گونه است : ( من آدم را از گل خلق خواهم کرد پس زمانی که او را خلق کردم و به او جان بخشیدم و به فرشتگانم دستور دادم بر او سجده کنند همه سجده کردند الا ابلیس که گفت من از نار و آتشم و آتش از خاک بالاتر است{ و جالب است بدانید شهید مطهری (ره) ثابت کرده است که خاک از آتش برتر است . کار خاک سازندگی و ساختن است اما کار آتش تخریب و نابودی است } و بعد از آن میگوید خدایا مرا مهلت ده و این گونه شیطان از درگاه خدا رانده می شود ) ما مرتب مرگ افراد را مشاهده می کنیم بهتر است از مشاهدات خود درس بگیریم . مطلب جالبی که بهتر است بدانید این است که بعد از مرگ انسان آخرین عضوی که جان می دهد گوش انسان است که 3 روز بعد از مرگ دیگر اعضا می میرد . یعنی که کسی که مرده شما هر حرفی را بزنید میشنود به خاطر همین است که شهادتین را بر مرده تلقین می کنند . چشمش از کار می افتد زبانش را از دست می دهد اما گوشش از کار نمی افتد و زیر خروار ها خاک صداها را می شنود. اولین عضوی هم که مرده از دست می دهد چشم  است و اولین عضوی که می گندد حدقه چشم است . یکی از فلسفه هایی که روز سوم برای مرده می گیرند از نظر بعضی از علما این است که حدقه چشم از این مرده جدا می شود و بیرون می آید . این است که می گویند ای انسان چشم تو پادشاه بدنت است و قدر این چشم را بدان و به درستی از آن استفاده بکن .

این خطبه که خطبه ی اول نهج البلاغه هست به درد زندگی ما می خورد و به ما می گوید ای انسان خودت را گم نکن و بدان از کجا آمدی و به کجا می روی ادامه مطالب را انشاالله به شرط حیات در جلسات بعد ذکر خواهم کرد . با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد

سخنران :آقای حجت الاسلام و المسلمین سید احمد مدرسی وامقی    تاریخ : دوشنبه 21/4/1395    خلاصه نویسی از کلاس : خانم فاطمه صابری حسین آباد محل برگزاری جلسات  :  یزد-حسن آباد مشیر-میدان امام رضا(ع)- انتهای بلوار امام رضا(ع)-مسجد امام حسین (ع)

 

 

منبع اصلی مطلب : دارالقرآن نبی اعظم
برچسب ها : انسان ,خطبه ,خداوند ,کرده ,بعضی ,خلقت ,بعضی دیگر ,قرار دادم ,برای حیات ,خاطر همین ,اولین عضوی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : همراه با نهج البلاغه : متن سوم